← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۵۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیدل شدهام بهر دل تو — ساکن شدهام در منزل تو
صرفه چه کنم در معدن تو — زر را چه کنم با حاصل تو
شد جمله جهان سبز از دم تو — قبله دل و جان هر قابل تو
شد عقل و خرد دیوانه تو — بیعلم و عمل شد عامل تو
مرغان فلک پربسته تو — هر عاقل جان ناعاقل تو
هاروت هنر ماروت ادب — گشتند نگون در بابل تو
گردن بکشد جان همچو شتر — تا زنده شوم از بسمل تو
حل گشت ز تو هر مشکل جان — ماندم به جهان من مشکل تو
بنویس برات این مزد مرا — تا نقد کنم از عامل تو
از روز به است اکنون شب ما — از تاب مه بس کامل تو
تا شب شتران هموار روند — تا منزل خود با محمل تو
در منزل خود آزاد شوند — از ظالم تو وز عادل تو
خامش کن و خود در یک دمهای — خامش نکند این قایل تو