← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چنین میزن دو دستک تا سحرگاه — که در رقص است آن دلدار و دلخواه
همیگو آنچ میدانم من و تو — ولی پنهان کنش در ذکر الله
فغان کردن ز شیر حق بیاموز — نکردی آه پرخون جز که در چاه
درآ چون شیر و پنجه بر جهان زن — چه جنبانی به دستان دم چو روباه
ز بس پیوستگی بیگانه باشیم — سلامم زان نکردی بر سر راه
چو قرآن را نداند جز که قربان — بیا قربان شو اندر عید این شاه
شبی که عشق باشد میهمانم — ببینم بدر را بیاول ماه