☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۷۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صد خمار است و طرب در نظر آن دیده — که در آن روی نظر کرده بود دزدیده

صد نشاط است و هوس در سر آن سرمستی — که رخ خود به کف پاش بود مالیده

عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشی — که سلام از لب آن یار بود بشنیده

پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوری — ای تو در نیک و بد دور زمان پیچیده

نی تراشی است که اندر نی صورت بدمد — هیچ دیدی تو نیی بی‌نفسی نالیده

گر بداند که حریف لب کی خواهد شد — کِیْ برنجد ز بریدن قلم بالیده

گر بپرسند چه فرق است میان تو و غیر — فرق این بس که توی فرق مرا خاریده

جرعهٔ کَن فَیَکون بر سر آن خاک بریخت — لب عشاق جهان خاک تو را لیسیده

شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد — بر دم باد بهاری نرسد پوسیده

← Önceki 2379 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı