☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۸۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای بخاری را تو جان پنداشته — حبه زر را تو کان پنداشته

ای فرورفته چو قارون در زمین — وی زمین را آسمان پنداشته

ای بدیده لعبتان دیو را — لعبتان را مردمان پنداشته

ای کرانه رفته عشق از ننگ تو — ای تو خود را در میان پنداشته

ای گرفته چشمت آب از دود کفر — دود را نور عیان پنداشته

ای ز شهوت در پلیدی همچو کرم — عاشقان را همچنان پنداشته

مستی شهوت نشان لعنت است — ای نشان را بی‌نشان پنداشته

ای تو گندیده میان حرف و صوت — وی خدا را بی‌زبان پنداشته

ماهتابش می‌زند بر کوریت — ای تو مه را هم نهان پنداشته

هر چه گفتم خویشتن را گفته‌ام — ای تو هجو دیگران پنداشته

← Önceki 2383 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı