☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۸۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عشق تو از بس کشش جان آمده — کشتگانت شاد و خندان آمده

جان شکرخای است لیکن از توش — شکری دیگر به دندان آمده

دوش دیدم صورت دل را چنانک — باز خوش بر دست سلطان آمده

صید کرده جان هر مشتاق را — پر پرخون سوی جانان آمده

جمله جان‌ها سوی تو آید بود — یک جوی زر جانب کان آمده

گفتمش از عاشقان این خون ز چیست — ای تو از عشاق و رندان آمده

گفت خون باشد زبان عاشقی — عشق را خون است برهان آمده

بوی مشک و بوی ریحان لطف ماست — راست گویم نور یزدان آمده

درد درد شمس تبریزی مرا — لحظه لحظه گنج درمان آمده

← Önceki 2384 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı