☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۸۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفته — خود را سپس کشیده پیشان من گرفته

این جا کسی‌ست پنهان چون جان و خوش‌تر از جان — باغی به‌من نموده ایوان من گرفته

این جا کسی‌ست پنهان همچون خیال در دل — اما فروغ رویَش ارکان من گرفته

این جا کسی‌ست پنهان مانند قند در نی — شیرین شکرفروشی دکّان من گرفته

جادو و چشم‌بندی چشم کسش نبیند — سوداگری‌ست موزون میزان من گرفته

چون گُل‌شکر من و او در هم‌دگر سرشته — من خوی او گرفته او آنِ من گرفته

در چشم من نیاید خوبان جمله عالم — بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته

من خسته گِرد عالم درمان ز کس ندیدم — تا درد عشق دیدم درمان من گرفته

تو نیز دل‌کبابی درمان ز درد یابی — گر گِرد درد گردی فرمان من گرفته

در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی — زین بحر سر برآری مرجان من گرفته

بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت — تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته

ساقیِ غیب بینی پیدا سلام کرده — پیمانه جام کرده پیمان من گرفته

من دامنش کشیده کای نوح روح‌دیده — از گریه عالمی بین طوفان من گرفته

تو تاج ما و آنگه سرهای ما شکسته — تو یار غار و آنگه یاران من گرفته

گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر — عشاق روح گشته ریحان من گرفته

یاران دل‌شکسته بر صدر دل نشسته — مستان و می‌پرستان میدان من گرفته

همچو سگان تازی می‌کُن شکار خامش — نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته

تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی — اشراق نور رویش کیهان من گرفته

← Önceki 2389 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı