☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کرانی ندارد بیابان ما — قراری ندارد دل و جان ما

جهان در جهان نقش و صورت گرفت — کدامست از این نقش‌ها آن ما

چو در ره ببینی بریده سری — که غلتان رود سوی میدان ما

از او پرس از او پرس اسرار ما — کز او بشنوی سر پنهان ما

چه بودی که یک گوش پیدا شدی — حریف زبان‌های مرغان ما

چه بودی که یک مرغ پران شدی — برو طوق سر سلیمان ما

چه گویم چه دانم که این داستان — فزونست از حد و امکان ما

چگونه زنم دم که هر دم به دم — پریشان‌ترست این پریشان ما

چه کبکان و بازان ستان می‌پرند — میان هوای کهستان ما

میان هوایی که هفتم هواست — که بر اوج آنست ایوان ما

از این داستان بگذر از من مپرس — که درهم شکسته‌ست دستان ما

صلاح الحق و دین نماید تو را — جمال شهنشاه و سلطان ما

← Önceki 239 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı