← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۹۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه — برداشته ربابی میزد یکی ترانه
با زخمهٔ چو آتش میزد ترانه خوش — مست و خراب و دلکش از بادهٔ مغانه
در پردهٔ عراقی میزد به نام ساقی — مقصود باده بودش ساقی بُدش بهانه
ساقی ماه رویی در دست او سبویی — از گوشهای درآمد بنهاد در میانه
پر کرد جام اول زان بادهٔ مُشَعَل — در آب هیچ دیدی کآتش زند زبانه
بر کف نهاده آن را از بهر دلستان را — آنگه بکرد سجده بوسید آستانه
بستد نگار از وی اندرکشید آن می — شد شعلهها از آن می بر روی او دوانه
میدید حسن خود را میگفت چشم بد را — نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه