☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۰۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گل را نگر ز لطف سوی خار آمده — دل ناز و باز کرده و دلدار آمده

مه را نگر برآمده مهمان شب شده — دامن کشان ز عالم انوار آمده

خورشید را نگر که شهنشاه اختر است — از بهر عذر گازر غمخوار آمده

منگر به نقطه خوار تو آن را نگر که دوست — اندر طواف نقطه چو پرگار آمده

آن دلبری که دل ز همه دلبران ربود — اندر وثاق این دل بیمار آمده

این عشق همچو روح در این خاکدان غریب — مانند مصطفاست به کفار آمده

همچون بهار سوی درختان خشک ما — آن نوبهار حسن به ایثار آمده

پنهان بود بهار ولی در اثر نگر — زو باغ زنده گشته و در کار آمده

جان را اگر نبینی در دلبران نگر — با قد سرو و روی چو گلنار آمده

گر عشق را نبینی در عاشقان نگر — منصوروار شاد سوی دار آمده

در عین مرگ چشمه آب حیات دید — آن چشمه ای که مایه دیدار آمده

آمد بهار عشق به بستان جان درآ — بنگر به شاخ و برگ به اقرار آمده

اقرار می‌کنند که حشر و قیامت است — آن مردگان باغ دگربار آمده

ای دل ز خود چو باخبری رو خموش کن — چون بی‌خبر مباش به اخبار آمده

← Önceki 2401 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı