← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۱۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چو مست روی توام ای حکیم فرزانه — به من نگر تو بدان چشمهای مستانه
ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه است — که جنس همدگر افتاد مست و دیوانه
دل خراب مرا بین خوشی به من بنگر — که آفتاب نظر خوش کند به ویرانه
بکن نظر که بدان یک نظر که درنگری — درختهای عجب سر کند ز یک دانه
دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند — که میزند عجمی تیرهای ترکانه
مرا و خانه دل را چنان به یغما برد — که میدود حسنک پابرهنه در خانه
به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیم — هزار خانه چو صحرا کنیم مردانه
صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرح — که فارغ است سر زلف حور از شانه