← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۱۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
برو برو که به بز لایق است بزغاله — برو که هست ز گاوان حیات گوساله
برو برو که خران گله گله جمع شدند — خر جوان و خر پیر و خر دو یک ساله
ز ناله تو مرا بوی خر همیآید — که خر کند به علف زار و ماده خر ناله
دماغ پاک بباید برای مشک و عبیر — گلولههای پلیدی برای جلاله
در آن زمان که خران بول خر به بو گیرند — زهی زمان و زهی حالت و زهی حاله
میا میا که به میدان دل خران نرسند — به صد هزار حیل میرسند خیاله
دلاله کیست بلیس این عروس دنیا را — عروس را تو قیاسی بکن ز دلاله
خموش باش سخن شرط نیست طالب را — که او ز اشارت ابرو رسد به دنباله