← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
صد دهل میزنند در دل ما — بانگ آن بشنویم ما فردا
پنبه در گوش و موی در چشمست — غم فردا و وسوسه سودا
آتش عشق زن در این پنبه — همچو حلاج و همچو اهل صفا
آتش و پنبه را چه میداری — این دو ضدند و ضد نکرد بقا
چون ملاقات عشق نزدیکست — خوش لقا شو برای روز لقا
مرگ ما شادی و ملاقاتست — گر تو را ماتمست رو زین جا
چونک زندان ماست این دنیا — عیش باشد خراب زندانها
آنک زندان او چنین خوش بود — چون بود مجلس جهان آرا
تو وفا را مجو در این زندان — که در این جا وفا نکرد وفا