☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۷۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی — عشق پرست ای پسر باد هواست مابقی

از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم — پای بنه در آتشم چند از این منافقی

از سوی چرخ تا زمین سلسله‌ای است آتشین — سلسله را بگیر اگر در ره خود محققی

عشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بود — سلسله را زبون بود نی به طریق احمقی

عشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسر — رو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی

راه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بود — طاقت تو که را بود کآتش تیز مطلقی

جان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کن — مست کن و بیافرین بازنمای خالقی

یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن — وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی

بی‌دل و جان سخنوری شیوه گاو سامری — راست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی

← Önceki 2471 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı