← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۸۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری — تا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتری
ور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کند — در مگشای ای صنم کز دل و جان تو برتری
آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهد — ای صنما به جان تو کاینه در بننگری
دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب او — غاشیه تو را کشد بر سر خود به چاکری
دولت سنگ پارهای گرچه بیافت چارهای — در تن خویش بنگرد بیند وصف گوهری
ای دل باز شکل من جانب دست عشق او — با پر عشق او بپر چند به پر خود پری
در پی شاه شمس دین تا تبریز میدوان — لشکر عشق با وی است رو که تو هم ز لشکری