☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باده ده آن یارِ قدح‌باره را — یار ترش‌رویِ شکرپاره را

منگر آن سوی، بدین سو گشا — غمزهٔ غمازهٔ خون‌خواره را

دست تو می‌مالد بیچاره‌وار — نه به کفَش چارهٔ بیچاره را

خیره و سرگشته و بی‌کار کن — این خرد پیر همه‌کاره را

ای کرمت شاهِ هزاران کرم — چشمه فرستی جگر خاره را

طفل دوروزه چو ز تو بو برَد — می‌کِشد او سوی تو گهواره را

تَرک کند دایه و صد شیر را — ای بدل روغن کنجاره را

خوب کلیدی در بر بسته را — خوب کمندی دل آواره را

کار تو این باشد ای آفتاب! — نور فرستی مه و استاره را

منتظرش باش و چو مه نور گیر — ترک کن این گنگل و نظاره را

رحمت تو مهره دهد مار را — خانه دهد عقرب جراره را

یاد دهد کار فراموش را — باد دهد خاطر سیاره را

هر بت سنگین ز دمش زنده شد — تا چه دم‌ است آن بت سحاره را

خامش کن گفت از این عالم است — ترک کن این عالم غداره را

← Önceki 254 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı