← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
داد دهی ساغر و پیمانه را — مایه دهی مجلس و میخانه را
مست کنی نرگس مخمور را — پیش کشی آن بت دردانه را
جز ز خداوندی تو کی رسد — صبر و قرار این دل دیوانه را
تیغ برآور هله ای آفتاب — نور ده این گوشه ویرانه را
قاف توی مسکن سیمرغ را — شمع توی جان چو پروانه را
چشمه حیوان بگشا هر طرف — نقل کن آن قصه و افسانه را
مست کن ای ساقی و در کار کش — این بدن کافر بیگانه را
گر نکند رام چنین دیو را — پس چه شد آن ساغر مردانه را
نیم دلی را به چه آرد که او — پست کند صد دل فرزانه را
از پگه امروز چه خوش مجلسیست — آن صنم و فتنه فتانه را
بشکند آن چشم تو صد عهد را — مست کند زلف تو صد شانه را
یک نفسی بام برآ ای صنم — رقص درآر استن حنانه را
شرح فتحنا و اشارات آن — قفل بگوید سر دندانه را
شاه بگوید شنود پیش من — ترک کنم گفت غلامانه را