☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۷۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پنهان به میان ما می‌گردد سلطانی — و اندر حشر موران افتاده سلیمانی

می‌بیند و می‌داند یک یک سر یاران را — امروز در این مجمع شاهنشه سردانی

اسرار بر او ظاهر همچون طبق حلوا — گر مکر کند دزدی ور راست رود جانی

نیک و بد هر کس را از تخته پیشانی — می‌بیند و می‌خواند با تجربه خط خوانی

در مطبخ ما آمد یک بی‌من و بی‌مایی — تا شور دراندازد بر ما ز نمکدانی

امروز سماع ما چون دل سبکی دارد — یا رب تو نگهدارش ز آسیب گران جانی

آن شیشه دلی کو دی بگریخت چو نامردان — امروز همی‌آید پرشرم و پشیمانی

صد سال اگر جایی بگریزد و بستیزد — پرگریه و غم باشد بی‌دولت خندانی

خورشید چه غم دارد ار خشم کند گازر — خاموش که بازآید بلبل به گلستانی

← Önceki 2571 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı