← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۹۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی — دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی
خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو — بیهوشی جانی تو گیرم که جفا کردی
هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان — در بخشش و در احسان حاجات روا کردی
هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی — هر پشه که پروردی صد همچو هما کردی
یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی — یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی
آثار فلکها را اجزای زمین کردی — اجزای زمینها را در لطف سما کردی
پس من ز چه بشناسم از چرخ زمینها را — چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی