☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری — یک دم چه زیان دارد گر روی به ما آری

ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خَوش — یا رب که چه رو داری یا رب که چه بو داری

در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو — خوش خواب که می‌بینم در حالت بیداری

دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دل — در پوست نمی‌گنجد از لذت دلداری

قرص قمرت گویم نور بصرت گویم — جان دگرت گویم یا صحت بیماری

از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده — وز زاری من بلبل وامانده شد از زاری

از جمله ببر زیرا آن جا که توی و او — تو نیز نمی‌گنجی جز او که دهد یاری

اندر شکم ماهی دم با کی زند یونس — جز او کی بود مونس در نیم شب تاری

در چشمه سوزن تو خواهی که رود اشتر — ای بسته تو بر اشتر شش تنگ به سرباری

با این همه ای دیده نومید مباش از وی — چون ابر بهاری کن در عشق گهرباری

← Önceki 2599 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı