☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۹۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری — وز روی تو در عالم هر روی به دیواری

هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی — هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری

این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند — این طرفه که از یک گل در هر قدمی خاری

هر شاخ همی‌گوید من مست شدم دستی — هر عقل همی‌گوید من خیره شدم باری

گل از سر مشتاقی بدریده گریبانی — عشق از سر بی‌خویشی انداخته دستاری

از عقل گروهی مست بی‌عقل گروهی مست — جز عاقل و لایعقل قومی دگرند آری

ماییم چو کوه طور مست از قدح موسی — بی‌زحمت فرعونی بی‌غصه اغیاری

ماییم چو می جوشان در خم خراباتی — گرچه سر خم بسته است از کهگل پنداری

از جوشش می کهگل شد بر سر خم رقصان — والله که از این خوشتر نبود به جهان کاری

← Önceki 2600 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı