← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۰۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری — وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری
در حسن بهشت تو در زیر درختانت — هر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری
از عشق شراب تو هر سوی یکی جانی — محبوس یکی خنبی چون شیره انگوری
هر صبح ز عشق تو این عقل شود شیدا — بر بام دماغ آید بنوازد طنبوری
ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان — هر کوی بود بزمی هر خانه بود سوری
بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی — میزد به در وحدت از عشق تو ناقوری
ادریس شد از درسش هر جا که بد ابلیسی — در صحبت آن کافر شب گشته چون کافوری
گفتم ز که داری این؟ گفتا ز یکی شاهی — هم عاشق و معشوقی هم ناصر و منصوری
یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی — جان پرور هر خویشی شور و شر هر دوری