☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۱۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی — من دم نزنم زیرا دم می‌نزند ماهی

بر خیمهٔ این گردون تو دوش قنق بودی — مه سجده همی‌کردت ای ایبک خرگاهی

خورشید ز تو گشته صاحب‌کُله گردون — وز بخشش تو دیده این ماه سما ماهی

کی هر دو یکی گردد تو آتش و من روغن — وین قسمت چون آمد؟ تو یوسف و من چاهی!

هر چند که این جوشم از آتش تو باشد — من بندهٔ آن خلعت گر رانی و گر خواهی

این دانش من گشته بر دانش تو پرده — فریاد من مسکین از دانش و آگاهی

گه از می و از شاهد گویم مثل لطفش — وین هر دو کجا گنجد در وحدت اللهی

شمس الحق تبریزی صبحی که تو خندانی — کی شب بودش در پی یا زحمت بی‌گاهی

← Önceki 2612 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı