☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری — بگشای کنار آمد آن یار کناری

برخیز بیا دبدبه عمر ابد بین — رستند و گذشتند ز دم‌های شماری

آن رفت که اقبال بخارید سر ما — ای دل سر اقبال از این بار تو خاری

گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی — ماهی تو عجب نیست که در گرد و غباری

اندر حرم کعبه اقبال خرامید — از بادیه ایمن شده وز ناز مکاری

گردان شده بین چرخ که صد ماه در او هست — جز تابش یک روزه تو ای چرخ چه داری

آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد — نی شورش دل آرد و نی رنج خماری

بس کن که اگر جان بخورد صورت ما را — صد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری

← Önceki 2640 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı