☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یک روز مرا بر لب خود میر نکردی — وز لعل لبت جامگی تقریر نکردی

زان شب که سر زلف تو در خواب بدیدم — حیران و پریشانم و تعبیر نکردی

یک عالم و عاقل به جهان نیست که او را — دیوانه آن زلف چو زنجیر نکردی

بگریست بسی از غم تو طفل دو چشمم — وز سنگ دلی در دهنش شیر نکردی

در کعبه خوبی تو احرام ببستیم — بس تلبیه گفتیم و تو تکبیر نکردی

بگرفت دلم در غمت ای سرو جوان بخت — شد پیر دلم پیروی پیر نکردی

با قوس دو ابروی تو یک دل به جهان نیست — تا خسته بدان غمزه چون تیر نکردی

بس عقل که در آیت حسن تو فروماند — وز وی به کرم روزی تفسیر نکردی

در بردن جان‌ها و در آزردن جان‌ها — الحق صنما هیچ تو تقصیر نکردی

در کشتنم ای دلبر خون خوار بکردم — صد لابه و یک ساعت تأخیر نکردی

در آتش عشق تو دلم سوخت به یک بار — وز بهر دوا قرص تباشیر نکردی

بیمار شدم از غم هجر تو و روزی — از بهر من خسته تو تدبیر نکردی

خورشید رخت با زحل زلف سیاهت — صد بار قران کرد و تو تأثیر نکردی

بر خاک درت روی نهادم ز سر عجز — وز قصه هجرانم تحریر نکردی

خامش شوم و هیچ نگویم پس از این من — هر چاکر دیرینه چو توفیر نکردی

← Önceki 2645 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı