← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۴۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بخوردم از کف دلبر شرابی — شدم معمور و در صورت خرابی
گزیدم آتش پنهان پنهان — کز او اندر رخم پیداست تابی
هزاران نکته در عالم بگفتم — ز عشق و هیچ نشنیدم جوابی
گهی سوزد دلم گه خام گردد — به مانند دلم نبود کبابی
مرا آن مه یکی شکلی نمودهست — که سیصد مه نبیند آن به خوابی
منم غرقه به بحر انگبینی — که زنبور از کفش یابد لعابی
بهشت اندر رهش کمتر حجابی — خرد پیش مهش کمتر سحابی
جهان را جمله آب صاف میبین — که ماهی میدرخشد اندر آبی
اگر با شمس تبریزی نشینی — از آن مه بر تو تابد ماهتابی