☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۵۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو آن ماهی که در گردون نگنجی — تو آن آبی که در جیحون نگنجی

تو آن دُرّی که از دریا فزونی — تو آن کوهی که در هامون نگنجی

چه خوانم من فسون ای شاه پریان — که تو در شیشه و افسون نگنجی

تو لیلیی ولیک از رشک مولی — به کنج خاطر مجنون نگنجی

تو خورشیدی قبایت نور سینه است — تو اندر اطلس و اکسون نگنجی

توی شاگرد جان افزا طبیبی — در استدلال افلاطون نگنجی

تو معجونی که نبود در ذخیره — ذخیره چیست در قانون نگنجی

بگوید خصم تا خود چون بود این — تو از بی‌چونی و در چون نگنجی

چنین بودی در اشکمگاه دنیا — بگنجیدی ولی اکنون نگنجی

مخوان در گوش‌ها این را خمش کن — تو اندر گوش هر مفتون نگنجی

← Önceki 2651 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı