← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۵۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گر این سلطان ما را بنده باشی — همه گریند و تو در خنده باشی
وگر غم پر شود اطراف عالم — تو شاد و خرم و فرخنده باشی
وگر چرخ و زمین از هم بدرد — ورای هر دو جانی زنده باشی
به هفتم چرخ نوبت پنج داری — چو خیمه شش جهت برکنده باشی
همه مشتاق دیدار تو باشند — تو صد پرده فروافکنده باشی
چو اندیشه به جاسوسی اسرار — درون سینهها گردنده باشی
دلا بر چشم خوبان چهره بگشا — که اندیشد که تو شرمنده باشی
بدیشان صدقه میده چون هلالند — تو بدری از کجا گیرنده باشی
اگر خالی شوی از خویش چون نی — چو نی پر از شکر آکنده باشی
برو خرقه گرو کن در خرابات — چو سالوسان چرا در ژنده باشی
به عشق شمس تبریزی بده جان — که تا چون عشق او پاینده باشی