☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۵۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو نقشی نقش بندان را چه دانی — تو شکلی پیکری جان را چه دانی

تو خود می‌نشنوی بانگ دهل را — رموز سر پنهان را چه دانی

هنوز از کاف کفرت خود خبر نیست — حقایق‌های ایمان را چه دانی

هنوزت خار در پای است بنشین — تو سرسبزی بستان را چه دانی

تو نامی کرده‌ای این را و آن را — از این نگذشته‌ای آن را چه دانی

چه صورت‌هاست مر بی‌صورتان را — تو صورت‌های ایشان را چه دانی

زنخ کم زن که اندر چاه نفسی — تو آن چاه زنخدان را چه دانی

درخت سبز داند قدر باران — تو خشکی قدر باران را چه دانی

سیه کاری مکن با باز چون زاغ — تو باز چتر سلطان را چه دانی

سلیمانی نکردی در ره عشق — زبان جمله مرغان را چه دانی

نگهبانی است حاضر بر تو سبحان — تو حیوانی نگهبان را چه دانی

تو را در چرخ آورده‌ست ماهی — تو ماه چرخ گردان را چه دانی

تجلی کرد این دم شمس تبریز — تو دیوی نور رحمان را چه دانی

← Önceki 2656 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı