☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۸۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دگرباره شه ساقی رسیدی — مرا در حلقه مستان کشیدی

دگرباره شکستی توبه‌ها را — به جامی پرده‌ها را بردریدی

دگربار ای خیال فتنه انگیز — چو می بر مغز مستان بردویدی

بیا ای آهو از نافت پدید است — که از نسرین و نیلوفر چریدی

همه صحرا گل است و ارغوان است — بدان یک دم که در صحرا دمیدی

مکن ای آسمان ناموس کم کن — که از سودای ماه من خمیدی

بگو ای جان وگر نی من بگویم — که از شرم جمالش ناپدیدی

بگویم ای بهشت این دم به گوشت — که بی‌او بسته‌ای و بی‌کلیدی

چو خاتونان مصری ای شفق تو — چو دیدی یوسفم را کف بریدی

بدیدم دوش کبریتی به دستت — یقین کردم که دیکی می‌پزیدی

تو هم ای دل در آن مطبخ که او بود — پس دیوار چیزی می‌شنیدی

نه عیدی که دو بار آید به سالی — به رغم عید هر روزی تو عیدی

خداوندا به قدرت بی‌نظیری — که حسنی لانظیری برتنیدی

چنین نوری دهی اشکمبه‌ای را — جنینی را گزافه کی گزیدی

بگو ای گل که این لطف از که داری — نه خار خشک بودی می‌خلیدی

تو هم ای چشم جنس خاک بودی — بگفتی من چه بینم ؟هم بدیدی

تو هم ای پای ،برجا مانده بودی — دوانیدت دواننده دویدی

دم عیسی و علمش را عدوی — عجب ای خر بدین دعوت رسیدی

چو مال این علم ماند مرده ریگت — نه تو مانی نه علمی که گزیدی

جهان پیر را گفتم جوان شو — ببین بخت جوان تا کی قدیدی

بیا امید بین که نیک نبود — در این امید بی‌حد ناامیدی

بدو پیوندم از گفتن ببرم — نبرم زان شهی که تو بریدی

← Önceki 2686 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı