☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۹۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به جان تو پس گردن نخاری — نگویی می‌روم عذری نیاری

بسازی با دو سه مسکین بی‌دل — اگر چه بی‌دلان بسیار داری

نگویی کار دارم در پی کار — چه باشی بسته تو خاوندگاری

تو گویی می‌روم رنجور دارم — نه رنجوران ما را می‌گذاری

ز ما رنجورتر آخر کی باشد — که در چشمت نیاییم از نزاری

خوری سوگند که فردا بیایم — چه دامن گیردت سوگند خواری

تو با سوگند کاری پخته‌ای سر — که بر اسرار پنهانی سواری

تو ماهی ما شبیم از ما بمگریز — که بی‌مه شب بود دلگیر و تاری

تو آبی ما مثال کشت تشنه — مگرد از ما که آب خوشگواری

بپاش ای جان درویشان صادق — چه باشد گر چنین تخمی بکاری

چه درویشان که هر یک گنج ملکند — که شاهان راست ز ایشان شرمساری

به تو درویش و با غیر تو سلطان — ز تو دارند تاج شهریاری

که مه درویش باشد پیش خورشید — کند بر اختران مه شهسواری

منم نای تو معذورم در این بانگ — که بر من هر دمی دم می‌گماری

همه دم‌های این عالم شمرده‌ست — تو ای دم چه دمی که بی‌شماری

← Önceki 2693 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı