☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرا در خنده می‌آرد بهاری — مرا سرگشته می‌دارد خماری

مرا در چرخ آورده‌ست ماهی — مرا بی‌یار گردانید یاری

چو تاری گشتم از آواز چنگی — نوایش فاش و پیدا نیست تاری

جهانی چون غباری او برانگیخت — که پنهان شد چو بادی در غباری

حیاتی چون شرار آن شه برافروخت — که پنهان شد چو سوزی در شراری

جمال گلستان آن کس برآراست — که پنهان شد چو گل در جان خاری

دلم گوید که ساقی را تو می‌گو — که جانم مست آن باقی است باری

دلم چون آینه خاموش گویاست — به دست بوالعجب آیینه داری

کز او در آینه ساعت به ساعت — همی‌تابد عجب نقش و نگاری

← Önceki 2697 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı