☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خداوندا زکات شهریاری — ز من مگذر شتاب ار مهر داری

هلا آهسته‌تر ای برق سوزان — که شد چشمم ز تو ابر بهاری

نمی‌تاند نظر کاندر رکابت — رسد در گرد مرکب از نزاری

عنان درکش پیاده پروری کن — که خورشیدی و عالم بی‌تو تاری

جدایی نیست این تلخی نزع است — گلوی ما به هجران می‌فشاری

چو سایه می‌دود جان در پی تو — گذشت از سایه جان در بی‌قراری

به روی او دلا بس باده خوردی — بدین تلخی از آن رو در خماری

چه باشد ای جمالت ساقی جان — خماری را به رحمت سر بخاری

نه دست من گرفتی عهد کردی — که ما را تا قیامت دست یاری

ز دست عهد تو از دست رفتم — به جان تو که دست از من نداری

کی یارد با تو دیگر عهد کردن — که تو سنگین دلی بی‌زینهاری

تو خیره کشتری یا چشم مستت — که بر خسته دلانش می‌گماری

حدیث چشم تو گفتم دلم رفت — به دریای فنا و جان سپاری

دل من رفت عشقت را بقا باد — در اقبال و مراد و کامکاری

بزی ای عشق بهر عاشقان را — ابد تا کارشان را می‌گذاری

← Önceki 2699 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı