← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۹۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ندارد مجلس ما بیتو نوری — که مجلس بیتو باشد همچو گوری
بیایی یا بدان سومان بخوانی — ز فضلت این کرامت نیست دوری
خلایق همچو کشت و تو بهاری — به تو یابد حقایقشان ظهوری
تجلی کن که تا سرمست گردند — کنند اجزای عالم مست شوری
چو دریای عتاب تو بجوشد — برآید موج طوفان از تنوری
چو گردون قبول تو بگردد — شود جمله مصیبتها سروری
خمش بگذار این شیشه گری را — مبادا که زند بر شیشه کوری