← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۰۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مگیر ای ساقی از مستان کرانی — که کم یابی گرانی بیگرانی
بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن — که به از سرو نبود سایه بانی
چو نور از ناودان چشم ریزد — یقین بیبام نبود ناودانی
عجب آن بام بالای چه خانهست — مبارک جا مبارک خاندانی
که را بود این گمان که بازیابیم — نشانی زین چنین فتنه نشانی
دلی که چون شفق غرقاب خون بود — پر از خورشید شد چون آسمانی
ز حرص این شکم پهلو تهی کن — که تا پهلو زنی با پهلوانی
عجب ننگت نمیآید برادر — ز جانی کو بود محتاج نانی
که آب زندگانی گفت ما را — که جز دکان نان داری دکانی