☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۱۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو اسم شمس دین اسما تو دیدی — خلاصه او است در اشیاء تو دیدی

چه دارد عقل‌ها پیشش ز دانش — برابر با سری کش پا تو دیدی

منورتر به هر دو کون ای دل — ز حلقه خاص او هیجا تو دیدی

به مانندش ز اول تا به آخر — بگو آخر کی دیده‌ست یا تو دیدی

در آن گوهر نبوده‌ست هیچ نقصان — اگر هستت خیال آن‌ها تو دیدی

به پیش خدمتش اندر سجودند — از آن سوی حجاب لا تو دیدی

خدیو سینه پهن و سروبالا — نه بالا است و نی پهنا تو دیدی

شهی کش جن و انس اندر سجودند — همه رویش در آن رعنا تو دیدی

ورا حلمی که خاک آن برنتابد — چنان حلمی در استغنا تو دیدی

ز وصف تلخ خود زهرا یکی وصف — به لعل شکر و زهرا تو دیدی

ز فرمان کردنش سوی سماوات — نهاده نردبان بالا تو دیدی

چنان لؤلؤ به تابانی و خوبی — که او را هست جان لالا تو دیدی

کسی خود این شبه فانی دون را — از او خواهد چنین کالا تو دیدی

به نرمی در هوای هرزه آبی — و یا آن عشق چون خارا تو دیدی

برونم جمله رنج و اندرون گنج — بدین وصف عجب ما را تو دیدی

خداوند شمس دین را در دو عالم — به ملک و بخت او همتا تو دیدی

ز بهر آنش ای باد صبا تا — رسانی خدمتی از ما تو دیدی

چو خاک سنب اسب جبرئیل است — همه تبریز,آن احیا تو دیدی

← Önceki 2715 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı