☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۲۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی — نشسته می‌روی و می نبینی

نشسته می‌روی این نیز نیکو است — اگر رویت در این گفتن سوی او است

بسی گشتی در این گرداب گردان — به سوی جوی رحمت رو بگردان

بزن پایی بر این پابند عالم — که تا دست از تبرک بر تو مالم

تو را زلفی است به از مشک و عنبر — تو ده کل را کلاهی ای برادر

کله کم جو چو داری جعد فاخر — کله بر آسمان انداز آخر

چرا دنیا به نکته مستحیله — فریبد چون تو زیرک را به حیله

به سردی نکته گوید سرد سیلی — نداری پای آن خر را شکالی

اگر دوران دلیل آرد در آن قال — تخلف دیده‌ای در روی او مال

تو را عمری کشید این غول در تیه — بکن با غول خود بحثی به توجیه

چرا الزام اویی چیست سکته — جوابش گو که مقلوب است نکته

← Önceki 2721 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı