← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۲۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گر وسوسه ره دهی به گوشی — افسرده شوی بدان ز جوشی
آن گرمی چشم را که داری — نیش زهر است و شکل نوشی
انبار نعیم را زیان چیست — گر خشم گرفت کورموشی
آخر چه زیان اگر بیفتد — یک دو مگس از شکرفروشی
مر ناقه شیر را چه نقصان — گر دیگ شکست شیردوشی
شب بود و زمانه خفته بودند — در هیچ سری نبود هوشی
آن شاه ز روی لطف برداشت — سرنای و در او بزد خروشی
در خون خودی اگر بمانی — زین پس زان رو به روی پوشی
ماییم ز عشق شمس تبریز — هم ناطق عشق هم خموشی