← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۳۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مجلس چو چراغ و تو چو آبی — وز آب چراغ را خرابی
خورشید بتافتهست بر جمع — رو تو ز میان که چون سحابی
بر خوان منشین که نیک خامی — کو بوی کباب اگر کبابی
در پیش شدی که حاجبم من — والله که نه حاجبی حجابی
چون حاجب باب را نشانهاست — دانند تو را که از چه بابی
گشتی تو سوار اسب چوبین — از جهل به حمله میشتابی
یا عشق گزین که هر سه نقد است — یا زهد چو طالب ثوابی
با بیداران نشین و برخیز — کاین قافله رفت تو به خوابی
از شمس الدین رسی به منزل — و اندر تبریز راه یابی