☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۴۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن را که به لطف سر بخاری — از عقل و معامله برآری

از یک نظرت قیامتی خاست — یا رب تو در آن نظر چه داری

از لعل تو دل دری بدزدید — دزد است از آنش می‌فشاری

بفشار به غم تو دزد خود را — غم نیست چو هم تو غمگساری

بفشار که رخت مؤمنان را — پنهان کرده است از عیاری

یا من نعش العبید فضلا — من کل مواقع العثار

بالفضل اعاد ما فقدنا — بعد الحولان و التواری

فجرت من الهوا عیونا — فی مرج قلوبنا جواری

تخضر بمائها غصون — فی الروح لذیذه الثمار

یا من غصب القلوب جهرا — ثم اکرمهن فی السرار

دی رفت و پریر رفت و امروز — جان منتظر است تا چه آری

هر روز ز تو وظیفه دارد — این باز هزار گون شکاری

برگیر کلاه از سر باز — تا پر بزند در این صحاری

زان پیش که می‌دهد مرا دوست — آن لطف نمود و بردباری

که مست شدم ز باده ماندم — اندر بر لطف و حق گزاری

آید از باغ لطف و سبزی — آید ز بهار هم بهاری

ای باد بهار عشق و سودا — بر خسته دلان چه سازگاری

اسکت و افتح جناح عشق — حان الجولان فی المطار

خاموش که غیر حرف و آواز — بی صد لغت دگر سواری

← Önceki 2747 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı