← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۷۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی — حور را از دست داده از پی کمپیرکی
من گریبان میدرانم حیف میآید مرا — غمزه کمپیرکی زد بر جوانی تیرکی
پیرکی گنده دهانی بسته صد چنگ و جلب — سر فروکرده ز بامی تا درافتد زیرکی
کیست کمپیرک یکی سالوسک بیچاشنی — تو به تو همچون پیاز و گنده همچون سیرکی
میرکی گشته اسیر او گرو کرده کمر — او به پنهانی همیخندد که ابله میرکی
نی به بستان جمال او شکوفه تازهای — نی به پستان وفای آن سلیطه شیرکی
خود ببینی چونک بگشاید اجل چشمت ورا — رو چو پشت سوسمار و تن سیه چون قیرکی
نی خمش کن پند کم ده بند خواجه بس قوی است — میکشد زنجیر مهرش بیمدد زنجیرکی