☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۲۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی — ز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ برآیی

کی بود چرخ و ثریا که بشاید قدمت را — و اگر نیز بشاید ز تو یابند سزایی

همه بی‌خدمت و رشوت رسد از لطف تو خلعت — نه عدم بود من و ما که بدادی من و مایی

ز من و ماست که جانی بگشاده‌ست دکانی — و اگر نه به چه بازو کشد او قوس خدایی

غلطی جان غلطی جان همه خود را بمرنجان — نه مسیحی که به افسون به دمی چشم گشایی

به سحرگاه و مشارق که شود تیره رخ مه — کی بود نیم چراغی که کند نورفزایی

چه کشیمش چه کشیمش تو بیا تا که کشیمش — که چراغ خلق است این بر آن شمع سمایی

مشکی را مشکی را مشکی پرهوسی را — چه کشانی چه کشانی به مطارات همایی

چو رخ روز ببیند ز بن گوش بمیرد — ز چه رفتی ز چه مردی تو چنین سست چرایی

زر و مال تو کجا شد پر و بال تو کجا شد — عم و خال تو کجا شد و تو ادبار کجایی

هله بازآ هله بازآ به سوی نعمت و ناز آ — که منت بازفرستم ز پس مرگ و جدایی

پر و بال تو بریدم غم و آه تو شنیدم — هله بازت بخریدم که نه درخورد جفایی

ز پس مرگ برون پر خبر رحمت من بر — که نگویند چو رفتی به عدم بازنیایی

کتب الله تعالی کرم الله توالی — فتدلی و تجلی بعث العشق دوایی

فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن — خمش و آب فرورو سمک بحر وفایی

← Önceki 2825 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı