☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۶۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی — پیش مستان چنان رطل گران نستیزی

گر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانی — چون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزی

گر نخواهی که تو را گرگ هوا بردرد — چون تو را خواند سوی خویش شبان نستیزی

عجمی وار نگویی تو شهان را که کیید — چون نمایند تو را نقش و نشان نستیزی

از میان دل و جان تو چو سر برکردند — جان به شکرانه نهی تو به میان نستیزی

چو به ظاهر تو سمعنا و اطعنا گفتی — ظاهر آنگه شود این که به نهان نستیزی

در گمانی ز معاد خود و از مبدا خود — شودت عین چو با اهل عیان نستیزی

در تجلی بنماید دو جهان چون ذرات — گر شوی ذره و چون کوه گران نستیزی

ز زمان و ز مکان بازرهی گر تو ز خود — چو زمان برگذری و چو مکان نستیزی

مثل چرخ تو در گردش و در کار آیی — گر چو دولاب تو با آب روان نستیزی

چون جهان زهره ندارد که ستیزد با شاه — الله الله که تو با شاه جهان نستیزی

هم به بغداد رسی روی خلیفه بینی — گر کنی عزم سفر در همدان نستیزی

حیله و زوبعی و شیوه و روبه بازی — راست آید چو تو با شیر ژیان نستیزی

همچو آیینه شوی خامش و گویا تو اگر — همه دل گردی و بر گفت زبان نستیزی

← Önceki 2863 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı