← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۶۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی — مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی
سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار — ز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی
به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی — در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی
زیر دیوار وجود تو تویی گنج گهر — گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی
آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است — کو قراضه تک غلبیر تو گر میبیزی
تیغ جانی تو برآور ز نیام بدنت — که دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی
تیغ در دست درآ در سر میدان ابد — از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی
آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود — ز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی
ور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدین — کو به جان هست ز عرش و به بدن تبریزی