☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۶۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی — می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش — گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی

گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم — بیدقی گر ببری من برم از تو فرسی

طوطیانند که خود را بکشند از غیرت — گر به سوی شکرش راه برد خرمگسی

پاره پاره کند آن طوطی مسکین خود را — گر یکی پاره شکر زو ببرد مرتبسی

در رخ دشمن من دوست بخندید چو برق — همچو ابر این دل من پر شد و بگریست بسی

در دل عارف تو هر دو جهان یاوه شود — کی درآید به دو چشمی که تو را دید خسی

جیب مریم ز دمش حامل معنی گردد — که منم کز نفسی سازم عیسی نفسی

مجمع روح تویی جان به تو خواهد آمد — تو چو بحری همه سیل‌اند و فرات و ارسی

ای که صالح تو و این هر دو جهان  چون اشتر — ما همه نعره زنان زنگله همچون جرسی

نعره زنگله از جنبش اشتر باشد — که شتر نقل کند از کنسی با کنسی

هر چراغی که نسوزد مطلب زو نوری — نور موسی طلبی رو به چنان مقتبسی

بس کن این گفت خیال است مشو وقف خیال — چونک هستت به حقیقت نظر و دسترسی

ای ضیاء الحق ذوالفضل حسام الدین تو — عارف طب دلی بی‌رگ و نبض و مجسی

← Önceki 2865 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı