☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی — چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی

گلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمرو — تا ز شرم تو نریزد گل سرخ چمنی

گل چه باشد که اگر جانب گردون نگری — سرنگون زهره و مه را ز فلک درفکنی

حق تو را از جهت فتنه و شور آورده‌ست — فتنه و شور و قیامت نکنی پس چه کنی

روی چون آتش از آن داد که دل‌ها سوزی — شکن زلف بدان داد که دل‌ها شکنی

دل ما بتکده‌ها نقش تو در وی شمنی — هر بتی رو به شمن کرده که تو آن منی

برمکن تو دل خود از من ازیرا به جفا — گر که قاف شود دل تو ز بیخش بکنی

در تک چاه زنخدان تو نادر آبی است — که به هر چه که درافتم بنماید رسنی

در غمت بوالحسنان مذهب و دین گم کردند — زان سبب که حسن اندر حسن اندر حسنی

زیرکان را رخ تو مست از آن می‌دارد — تا در این بزم ندانند که تو در چه فنی

کافری ای دل اگر در جز او دل بندی — کافری ای تن اگر بر جز این عشق تنی

بی وی ار بر فلکی تو به خدا در گوری — هر چه پوشی به جز از خلعت او در کفنی

شمس تبریز که در روح وطن ساخته‌ای — جان جان‌هاست وطن چونک تو جان را وطنی

← Önceki 2885 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı