← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۱۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
باز گردد عاقبت این در؟ بلی — رو نماید یار سیمینبر؟ بلی
ساقی ما یاد این مستان کند — بار دیگر با می و ساغر؟ بلی
نوبهار حُسن آید سوی باغ؟ — بشکفد آن شاخههای تر؟ بلی
طاقهای سبز چون بندد چمن — جفت گردد ورد و نیلوفر؟ بلی
دامن پُر خاک و خاشاکِ زمین — پُر شود از مشک و از عنبر؟ بلی
آن بر سیمین و این روی چو زر — اندرآمیزند سیم و زر؟ بلی
این سر مخمورِ اندیشهپرست — مست گردد زان میِ احمر؟ بلی
این دو چشم اشکبارِ نوحهگر — روشنی یابد از آن منظر؟ بلی
گوشها که حلقه در گوشِ وی است — حلقهها یابند از آن زرگر؟ بلی
شاهدِ جان چون شهادت عرضه کرد — یابد ایمان این دلِ کافر؟ بلی
چون بُراق عشق از گردون رسید — وارهد عیسیِ جان زین خر؟ بلی
جملهٔ خلق جهان در یک کَس است — او بوَد از صد جهان بهتر؟ بلی
من خمش کردم و لیکن در دلم — تا ابد روید نی و شکّر؟ بلی