☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۱۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی — واقفی بر عجزم اما می‌کنی

ترجمان سر دشمن می‌شوی — ظن کژ را در دلش جا می‌کنی

هم تو اندر بیشه آتش می‌زنی — هم شکایت را تو پیدا می‌کنی

تا گمان آید که بر تو ظلم رفت — چون ضعیفان شور و شکوی می‌کنی

آفتابی ظلم بر تو کی کند — هر‌چه می‌خواهی ز بالا می‌کنی

می‌کنی ما را حسود همدگر — جنگ ما را خوش تماشا می‌کنی

عارفان را نقد شربت می‌دهی — زاهدان را مست فردا می‌کنی

مرغ مرگ‌اندیش را غم می‌دهی — بلبلان را مست و گویا می‌کنی

زاغ را مشتاق سرگین می‌کنی — طوطی خود را شکرخا می‌کنی

آن یکی را می‌کِشی در کان و کوه — وین دگر را رو به دریا می‌کنی

از ره محنت به دولت می‌کشی — یا جزای زلت ما می‌کنی

اندر این دریا همه سود است و داد — جمله احسان و مواسا می‌کنی

این سَر‌ِ نکته است پایانش تو گوی — گرچه ما را بی‌سر و پا می‌کنی

← Önceki 2913 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı