☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای — هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای

در گلستان جهان آب و گل — بی خزانی نوبهاری دیده‌ای

چونک غم پیش آیدت در حق گریز — هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای

کار حق کن بار حق کش جز ز حق — هیچ کس را کار و باری دیده‌ای

هیچ دل را بی‌صقال لطف او — در تجلی بی‌غباری دیده‌ای

بی جمال خوب دلدار قدیم — جز خیالی دل فشاری دیده‌ای

از نشاط صرف ناآمیخته — شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای

در جهان صاف بی‌درد و دغل — بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای

چون سگ کهف آی در غار وفا — ای شکاری چون شکاری دیده‌ای

لب ببند و چشم عبرت برگشا — چونک دیده اعتباری دیده‌ای

شمس تبریزی بگیرد دست تو — گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای

← Önceki 2918 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı