☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۱۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر سران را بی‌سری درواستی — سرنگونان را سری درواستی

از برای شرح آتش‌های غم — یا زبانی یا دلی برجاستی

یا شعاعی زان رخ مهتاب او — در شب تاریک غم با ماستی

یا کسی دیگر برای همدمی — هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی

گر اثر بودی از آن مه بر زمین — ناله‌ها از آسمان برخاستی

ور نه دست غیر تستی بر دهان — راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی

گر از آن دُر پرتوی بر دل زدی — یا به دریا یا خود او دریاستی

ور نه غیرت خاک زد در چشم دل — چشمه چشمه سوی دریاهاستی

نیست پروای دو عالم عشق را — ور نه ز الا هر دو عالم لاستی

عشق را خود خاک باشی آرزو است — ور نه عاشق بر سر جوزاستی

تا چو برف این هر دو عالم در گداز — ز آتش عشق جحیم آساستی

اژدهای عشق خوردی جمله را — گر عصا در پنجهٔ موساستی

لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانکْ — پیش جوع کلب نان یکتاستی

پیش شمس‌الدین تبریز آمدی — تا تجلی‌هاش مستوفاستی

← Önceki 2920 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı