← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۲۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آنچه در سینه نهان میداری — درنیابند تو میپنداری؟!
خفته پنداشتهای دلها را — که خدایت دهدا بیداری
هر درخت آنچه که دارد در دل — آن بدیدهست گلی یا خاری
ای چو خفاش نهان گشته ز روز — تا ندانند که تو بیماری
به خدا از همگان فاش تری — گرچه در پیشگه اسراری
پیش خورشید همان خفاشی — گرچه ز اندیشه چو بوتیماری
چنگ اگرچه که ننالد دانند — کو چه شکل است به وقت زاری
ور بنالد ز غمی هم دانند — کو ندارد صفت هشیاری